برای یک شروع خوب باید خوب فکرکرد...این بار زمان کم آورده ام...فقط گفتنی ها را می گویم تو بهترینش را بشنو...
آیا عدالت یعنی چه؟؟!!
*بر اساس واقیتی ازهمین نزدیکی.
1...دوست داشت از همه بهتر لباس بپوشد.ازهمه قشنگ تر آرایش کند حتی از همه زیبا تر حرف بزند.
دوست داشت قیمت مهربان بودنش را با تعداد دوستان و رفیقانش محک بزنند...می گفت از همه مهربان تر است!!
می گفت بهترین همسر دنیا را دارم...برایم یک ماشین مدل بالا و یک عالمه عطر گران قیمت
می خرد!
اوج آرزوهایش سالی یک بار سفر خارج وخریدن یک مشت سوغاتی گران قیمت و چشمگیر بود...
چهره اش را اگر می دیدی حداقل 10 سال جوان تر نشان میداد...
دوستانش را از مارک کفش و مدل ماشین می شناخت و هر هفته یک دوست جدید پیدا می کرد[از روی مارک کفش و مدل ماشین!!]
و اگر می گفتی فلانی ما شین ندارد که پارکی هم رود،می گفت : خب با آژانس برود!!
2...دلش می خواست به جبران ماه عسل نرفته اش حداقل یک بار با هم به مشهد بروند...
هوس انار کرده بود ولی چیزی نمی گفت!!می خواست پول هایشان را جمع کنند برای سیسمونی بچه![خواهرش می گفت بچه که بدون سیسمونی نمی شود مردم چه می گویند؟؟]
صاحب خانه مرتب بهانه می کرد که مستاجر بهتر پیدا کرده ام،2 هفته بیشتر مهلت ندارید...
شوهرش پول نداشت برایش لوازم آرایش خوب بگیرد..."عزیزم بدون آرایش چقدر زیبا تری"...
می خواست برای سالگرد ازدواجشان یک ساعت مچی برایش بگیرد که این قدر از مردم نپرسد:ببخشید آقا ساعت چند است؟!!...امسال که نشد، ان شا الله سال دیگر می خرد...
... با همه ی سختی های زندگی همیشه با لبخند می گوید:خدایا! شکر...
؟=2+1...مثل همیشه توعرش کبریا ییش نشسته ، شاید ناراحت....شاید خوشحال...شاید راضی....شاید بی تفاوت....
شاید دغدغه ها ش بزرگتر از این حرفا باشه، یا ما خیلی بزرگش کردیم...!دنیا تا بوده همین بوده....اینکه عدالت چیه و تکلیفش با کیه دست خداست...تنها یاد بگیریم همانی باشیم که بــــــــاید!
4...دلم عجیب گرفته....خیال خواب ندارم....


