56
وقتی غصه ی
همه ی تنهایی های عالم دلم را آشوب میکند،
دو تا
میشویم
یکی من
یکی دلم.
دلم آواز تنهایی میخواند،
من ترکش میکنم
دلم حرف از پرواز میخواند،
من اما محکومش کرده ام به حبس
آن وقتهاست که میگویند نازنین!، سنگدل
شده ای
بیچاره دلم که جور مرا میکشد.

+نوشته شده
توسط نازنین |


